سيد جعفر شهيدى
24
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
چنين اظهار نظر ارزش علمى ندارد . گذشته از اين استنباطهاى تاريخى سندى ديگر در دست داريم كه نشان ميدهد تا آغاز سدهء دوم هجرى شهربانو و يا شاهزاده خانم ايرانى در خاندان هاشمى شناخته نبوده است . اين سند نامهاى است كه ابو جعفر منصور دوانيقى در پاسخ محمد بن عبد اللّه بن حسن نفس زكيه نوشته است . محمد كه خود را مهدى امت مىخوانده و دعوى امامت و خلافت داشته است نامهاى به منصور مىنويسد و فضيلت خاندان خود را بر مىشمارد و سرانجام منصور را باطاعت خود مىخواند . منصور در پاسخ او نامهاى طولانى و تهديدآميز نوشته و در ضمن آن ميگويد : « پس از مرگ رسول خدا فاضلتر از على بن حسين در خاندان شما نزاييد و مادر او ام ولد بود « 1 » نوشتن ام ولد تحقيرى است كه منصور به محمد بن عبد اللّه روا ميدارد . اين نامه كه طبرى آن را در حوادث سال يكصد و چهل و پنج هجرى آورده نيم قرن پس از رحلت امام على بن الحسين ( ع ) نوشته شده . بسيارى از هاشميان كه در طبقهء دوم پس از رسول اكرماند ، زنده بودهاند ، اگر داستان اسير شدن شهربانو و آوردن او به مسجد مدينه درست ، و اگر مادر على بن الحسين دختر يزد گرد پادشاه ايران بود ، منصور چنان عبارتى را نمىنوشت و اگر دروغ نوشته بود محمد سخنش را در دهانش مىشكست و به دو پاسخ ميداد ، كه مادر على بن الحسين شاهزاده بوده است نه كنيز . اين نامه سندى رسمى است كه قرنها پيش از اسناد مورد بحث نوشته شده . بهر حال چنان كه نوشتم داستان شهربانو بر اساس چنين روايتهاى شبههناك است . هيچ دور نيست كه در فتحهاى مدائن و نهاوند كنيزكانى به اسيرى رفته باشند ، چنان كه مجالد بن سعيد از شعبى روايت كند : در روز مدائن مسلمانان از كنيزان كسرى تنى چند باسارت گرفتند كه مادر من يكى از آنانست « 2 » اين داستان نيز با در نظر گرفتن تاريخ تولد و مرگ شعبى قابل توجه است . و
--> ( 1 ) . طبرى بخش 3 ص 213 و رجوع به انساب الاشراف بلاذرى ج 3 ص 101 شود . ( 2 ) . فتوح البلدان ص 323